دسته بندی :
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۹۵
گردآوری و تالیف : معصومه حسین زاده

همه بهم گفتن کدنویسی رو یاد بگیر.من اینکارو کردم.و در اینجا میگم چه چیزهایی یاد گرفتم

در چند سال گذشته بارها این نصیحت رو شنیدم:

"همه باید کدنویسی رو یاد بگیرند."

و من اینکارو کردم.

من یه متخصص یا یه همچین چیزی نیستم.من کارمو رها نکردم تا به سانفرانسیسکو برم.ولی هر روز به مدت شش ماه،زمانی رو برای کدنویسی گذاشتم، و چیزهایی ابتدایی ازCSS,HTML,jQUERY,javascript,php,python, یاد گرفتم.و هنوز دارم رو مورد آخر کار می کنم.و همینطور چیزایی هم از sql یاد گرفتم.

تقریبا هر هفته چند ابتکار عمل دیده میشه که به بچه ها کد نویسی رو معرفی میکنه.هفته بعدی سایت فیشرپرایس اعلام میکنه که یه اسباب بازی بچگانه ساخته که اصول کدنویسی رو توسط یه رباتیک خون آشام بامزه به بچه ها آموزش میده.

ولی یه منطق ساده به ما میگه لازم نیست همه یه متخصص کدنویسی بشن چون همه استعداد همچین حرفه ای رو ندارند. روش من این بود. من میگفتم:"من یک نویسنده ام"."چرا باید کدنویسی یاد بگیرم؟"

و قضیه اینه که دقیقا *چون* نویسنده ام باید کدنویسی یاد بگیرم. هرگز بهش علاقه نداشتم، این مفیده که در معرض کاری که هرگز نمیخوای انجامش بدی قرار بگیری.و یه نگاه اجمالی داشته باشم به اینکه فقط چطوری کار میکنه.

من یه آینده نگر نیستم. ولی هوش زیادی لازم نیست تا بفهمی تکنولوژی یه نقش زیادی در بیشتر خلاقیت ها و شغل های هنری بازی میکنه. من نمیتونم رو صندلی ام بشینم و ادعا کنم کارهایی که تیم مهندسی انجام میدن-حتی در قسمت دیگه اداره-رو من هیچ تاثیری نداره.

من هنوز تلاشمو میکنم تا درهرچیزی موفق بشم.در شش ماه گذشته اینها چیزهایی هستن که از کدنویسی یاد گرفتم.

آموزش کدنویسی روش معمول فکری منو مختل کرد

من یک نویسنده ام. این شغل منه. با دید ذهن من ، من هیچ چیزیو به صورت مدل خطی نمی بینم. من شباهت ها و ارتباط بین ایده هارو مثل یه شبکه عنکبوت می بینم. هیچ چیزی یک جواب درست یا غلط نداره.برای همین من تو مدرسه در درس ریاضی اصلا موفق نبودم.

در حالی که کدنویسی مجبورت میکنه به صورت زنجیره ای و متوالی فکر کنی.اول اینطور میشه.بعدش اینطور میشه.بعدش اگه *اینطور* بشه ، اونطور میشه!

وقتی این توالی ساده باشه میشه راحت دنبالش کرد.ولی وقتی کمی پیچیده تر میشه مجبورم تمام تمرکزم رو جمع کنم تا بفهمم چی به چیه.عجیب به نظر میرسه-که مجبورم تمرکزم رو بر روی سری مساعل خطی بزارم.ولی مغز من اینطور کار میکنه.

بهرحال،یادگیری فکر به صورت متوالی یه مهارته که همه باید یاد بگیرن.میتونید ازین مهارت در شرایط بحرانی استفاده کنید.یکی از مشکلات اصلی در شرکت های بزرگ جهانی اینه که مردم بصورت استراتژیک فکر نمی کنند،و فقط به لحظه حال فکر می کنند.ولی ما باید به صورت متوالی فکر کنیم."اگر ما عمل x  رو انجام بدیم ،یه فرض منطقی از چیزی که بعد اتفاق میفته چیه؟" و چیزهایی مثل این.

آموزش کد نویسی از من یه نابغه نساخته ،ولی باعث شده بیشتر بصورت متوالی و زنجیره ای فکر کنم.

آموزش کد نویسی باعث بهبود  حل مشکلاتم شده

شما عیب یابی رو یاد نمیگیرین مگر اینکه از کد اشکال زدایی کرده باشید.این بدترین قسمت کاره.به کدها نگاه میکنین و بعد از یک ساعت جستجو،میبینین که مشکل یک نقطه یا یه براکت بسته بوده.با خودتون میگین "اه...کدنویسی من عالی بود بجز اون مشکل کوچیک".

گرامر به اندازه توالی مهمه.چون من این دو رو یکسان فرض نکردم،در زمان عیب یابی توانایی ام رو دست بالا گرفتم و برای همین دنبال مشکل واقعی نگشتم.

ما همیشه توانایی مون رو دست بالا میگیریم.ولی کدنویسی باعث میشه به اصل قضیه برگردین.ولی بهترین کدها در جهان هم میتونه با یه خطای هجی یا علامت نقل قول که فراموش کردین بزارین با شکست روبرو بشه.

این جمله که "به چیزهای کوچیک اهمیت نده" در کدنویسی بکار نمیره.چون چیزهای کوچیک میتونه باعث شکستتون بشه.

آموزش کد نویسی ارزش بهره وری رو بهم یاد داد

نوشتن کدی که کاری رو انجام بده کافی نیست.بهترین کد ، باید کارآمد و مفید باشه.

شخصیت من با جمله"اگه کار میکنه،بهش دست نزن" تغییر کرد.من یه راه طولانی به یه شهر از طریق جاده ای که میشناسم رو به یه جاده ناشناخته،هرچند کوتاه ترجیح میدم.
کدنویسی اینجور تنبلی هارو تحمل نمیکنه.و همینطور برای انجامش هم بهتون جایزه نمیده.من تلاش زیادی در نوشتن حلقه در جاوااسکریپت کردم،چون مجبور بودم برای تاثیر بهتر از صرفا کارکردن ساده، فکر کنم و یاد بگیرم.

دوباره،همه مساعل خطی در برابر توالی.

مانباید چیزهایی که "فقط کار میکنند"  رو تحمل کنیم.ما باید سعی کنیم موثر باشن و بهتر کار کنند.چون کدنویسی خوب اینطوره.
خودمو مجبور میکنم به پرسیدن این سوال،" چجوری این کد میتونه همون کار رو در گام های کمتری انجام بده؟".چالش های بزرگی در درک و فهمم به این صورت داشتم.

همه باید کدنویسی رو یاد بگیرند. 

می دونم.گفتنش یکم احمقانه ست.

ولی یاد گرفتن کدنویسی به این معنی نیست که شما یه مهندس نرم افزار هستید. در حقیقت نباید هم باشید.مردمی هستند که اینکارو بهتر از شما انجام میدن.ولی همونطور که فهمیدن طرز کار دیگر آدم ها مهمه و کدنویسی هم داره قسمت بزرگی از اقتصاد میشه، احمقانه ست ما حتی قسمت کوچیکی از کارهای دوستان مهندسمون رو نفهمیم.

من نمیتونم با html  یک وب سایت بسازم،و همینطور نمیتونم یه برنامه ios  پیشرفته درست کنم.ولی وقتی تیم مهندسان در مورد شناسه ها،رشته ها،منطق بولی،کلاس ها یا هرچیز دیگه ای صحبت میکنن من میتونم زبانشون رو بفهمم.می تونم نگاهی به توالی جاوا اسکریپت بندازم وقبل از اجرا تقریبا بگم چه کاری می کنه.حتی می تونم قسمت هایی رو اشکال زدایی کنم.
شاید این مهارت هرروز به کارم نیاد.باهمه ی اینها من یک نویسنده ام.

ولی از ده سال پیش تا الان،وقتی پیش یکی از همکارانم مینشینم که بین من و یه درخواست کننده دیگه برای شغل دنبال کسی میگرده،یا وقتی دارم با مشتری صحبت می کنم که دانشی از کد نویسی داره اذیت نمیشم.

بنابراین هر روز چند دقیقه رو به آموزش کدنویسی اختصاص بدید.حداقل،یه چیز جدید یاد میگیرید.و دانش همیشه ارزشمنده.

منبع : speckyboy

دیدگاه های مخاطبین

ثبت دیدگاه شما
  • فرزاد

    مرسی، واقعاً عالی بود.

پیشنهاد میکنیم این مطالب رو هم مطالعه کنید :