دسته بندی :
تاریخ انتشار : ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
گردآوری و تالیف : مهین کیان

کارشناس ارشد مهندسی نرم افزار . زمینه مورد علاقه من برنامه نویسی اپلیکیشن هستش و زمینه تحقیقاتی ام شاخص گذاری فایل ها در سیستم های ذخیره سازی مقیاس بزرگ توزیع شده است . با دنیای وب به تازگی آشنا شدم و هنوز اول راهم .

برخی فریلنسرها تمایل به جذب مشتری و فرصت های شغلی با زحمت فراوان دارند. آنها فشار فروش ندارند و به نظر می رسد دائما به مشتریان پاسخ می دهند و به سختی زمانی برای سازگار شدن با کسب و کار جدیدشان دارند. برای برخی دیگر بیزینس همیشه یک مبارزه است. هیچ تضمینی ندارند که یک تلفن مجددا زنگ بخورد همیشه کمبود نقدینگی دارند و به نظر می رسد باید برای همیشه این کار را ترک کنند و تجارت جدیدی را شروع کنند.

افرادی هم هستند که همه اینها را پشت سر گذاشته اند  و مشغول یک بازی بسیار بزرگتر هستند. هانری کارتیر بریسون تاثیر زیادی در عکاسی خبری و استیو جابز در دنیای دیجیتال داشته اند برخی هنرپیشه ها به جایی رسیده اند که دیگر برچسب فریلنسر برایشان به کار نمی رود آنها یک جنبش یا یک شرکت را اغاز کرده اند که زندگی انها است و نمادی از انگیزه آنها است.

مهم ترین چیزی که باید به آن توجه کنید این است که هر یک از این هنرپیشه ها نه تنها یک تجربه تجاری متفاوت دارند بلکه عامل حرکت آنها نیز انگیزه های بسیار متفاوت است. بررسی تجارت آنها و کپی کردن مدل تجاری موفق انها وسوسه انگیز است اما باید بدانید که تجارت آنها تنها یکی از محصولات انگیزه شان است. نمی توانید موفقیت تجاری انها را بدون لمس کردن فضای ذهنی که باعث رسیدن شان به این موفقیت شده است را ،کپی کنید.

هنگامی که کسب و کار مستقل خودتان را می سازید ممکن است فکر کنید انچه که یاد گرفته اید درست ترین کار است: سرت به کار خودت باشه ، سخت تلاش کن، درباره بیزنیس ات بیشتر یاد بگیر و بی وقفه استقامت کن.

مشکل این روش این است که چیزی که شما می سازید همیشه توسط محیطی که در آن هستید محدود می شود. انگیزه ما حوزه دید ما را تعیین می کند که به نوبه خود تعیین کننده اعمال ما است و در نهایت کسب و کار ما را شکل خواهد داد.

اگر شما یک فریلنسر هستید و احساس می کنید گیر کرده اید سریع ترین راه برای تجربه موفقیت انجام کار بیشتر با انگیزه های فعلی تان نیست. باید در انگیزه هایی که شما را به جلو می راند تجدید نظر کنید سطح تفکرتان را ارتقا دهید و استراتژی های تجاری را که در حال حاضر قادر به دیدن انها نیستید را پیدا کنید.  

سه نوع انگیزه وجود دارد که فریلنسرها در خودشان می بینند و نشان دهنده مراحلی هستند که تجارت انها در آن مراحل خواهد ماند.

این مراحل را بررسی کنید و ببینید در کدام مرحله هستید. احتمال دارد تمایل به ماندن بین دو مرحله (شاید هم سه مرحله ) داشته باشید.

یک مرحله وجود دارد که شما بیشتر به زندگی و کارتان توجه می کنید. و مهم ترین چیزی که در حال حاضر می توانید انجام دهید تا موفق شوید این است که به مرحله بعدی بروید.

مرحله اول : من یک فریلنسرم

اولین مرحله ای که یک فریلنسر را درگیر می کند " کسب و کار من " است . شما مدام می گویید من من من .

انگیزه ابتدایی شما توسط نیازهای تان تحریک شده است- پول بیشتر لازم دارید کار روزانه بیشتر ، ترافیک بیشتر تغییرات بیشتر – بنابراین "من"  را می سازید (یک استراتژی محوری که باعث رسیدن تان به اهداف می شود.)

اولین مرحله با گفتن "من نیاز دارم پول بیشتری بسازم " ظهور می کند . البته که باید "بسازید" اما در این مرحله، فریلنسر با میل به ثروت بیشتر، موقعیت مناسب تر، برای ترک کامل کار فعلی اش انگیزه پیدا نمی کند.  

(یک نکته: ساخت پول ایده کاملی است درصورتی  که پول چاپ کنید ! به نظرمن بهترین راه برای تولید پول خلق ارزش است و شما به عنوان یک فریلنسر می توانید به راحتی ارزش خلق کنید اما هرگز نمی توانید پول تولید کنید.)

در اولین مرحله فریلنسرها به راحتی متوقف می شوند و به احتمال زیاد تعداد مشتریان اندکی خواهند داشت. ارتباطات شان هنوز خیلی توسعه نیافته است که بدین معنی است که هنوز در بیان آنچه که انجام می دهند مشکل دارند . همچنین به خوبی مشکلاتی را که می توانند از طریق خدمات شان حل کنند و اینکه چرا می توانند این کار را انجام دهند را نمی شناسند .

وب سایت شان احتمالا چیزی شبیه این را می گوید " من بنیان گذار شرکت طراحی XYZ هستم" اما در حقیقت تنها مدیراجرایی هستند.

شما محتوای عمیقی در سایت آنها پیدا نخواهید کرد و ارزشی که خلق می کنند به اندازه کافی قوی نیست زیرا این شخص مدام درحال  فکر کردن به نیازهای خودش است.

من این مطلب را برای ترساندن کسانی که در مرحله اول هستند ننوشتم – مرحله درست یا غلطی وجود ندارد . هدف من از نوشتن این است که با این فضا آشنا شوید و بدانید چه چیزی شما را متوقف می کند.

این مرحله یکی از مهم ترین مراحل است چون خیلی سخت است. این مرحله زمان تست کردن است و خیلی گیج کننده است و مرحله ای است که خیلی از فریلنسرها رویای خودشان را رها می کنند و برای شرکت های دیگر کار می کنند و کارمند باقی می مانند .

مهم این است که زمان را به عنوان یک مرحله تشخیص دهید نه به عنوان شاخص کیفیت زندگی کاری تان به عنوان یک فریلنسر. اگر در حال تجربه ی درجه ای از فریلنسری هستید احتمالا با این مرحله آشنا هستید. و مدتی در این مرحله مانده اید و سپس حرکت تان به مرحله دو شروع شده است.

مرحله دوم : ما فریلنسریم

در مرحله دوم فریلنسر با یک بیزنیس " ما " مواجه می شود. شما شروع به جستجو در مورد مشکلات مردم و پیدا کردن راه هایی برای حل آنها می کنید. ذهنیت " بزار من پشت تو را خارش دهم تو هم پشت منو " را پیدا می کنید. شما روی خلق ارزش در جهانی که شما نیز جزیی از آن هستید تمرکز می کنید.

انجام یک کار بزرگ ( نه هر کاری) ضروری می شود. شما خودتان را به عنوان یک هنرمند تحت فشار قرار می دهید و استعداد های تان و چگونگی استفاده از انها جهت خلق ارزش برای دیگران کشف می کنید. به مشکلات موجود در دنیا توجه می کنید و با آنها تعامل برقرار می کنید البته نه برای شکایت کردن از آنها (کاری که در مرحله اول انجام می دادید) بلکه به عنوان فرصتی برای تجارت با افراد دیگر.

مشتریان و صاحبان کسب و کارهای دیگر به عنوان شرکای بالقوه شما هستند به جای پول می توانید هویت شان ( یا لینک، لایک ، توئیت و ...) را استفاده کنید. فرصت های کاری به صورت روابط (به جای تراکنش ها) رخ می دهند. شروع به فکر کردن در مورد سطوح گروهی می کنید. الهام گرفتن از خودتان ساده تر می شود.   " همکاری" کلمه ای است که با وجود شما تشدید می شود شما می توانید ببینید که پاداش کمک کردن به کسی می تواند بیشتر از پول گرفتن از وی باشد.

رسانه های اجتماعی لمس کردن احساسات را میسرکرده اند. شما به دنبال فرصت هایی برای کمک، شراکت، ارتباط، مشکلات و الهام بخشی هستید و رسانه اجتماعی شما خوراک این چیزها است. ( در مرحله اول احتمالا راهی برای وقت گذرانی و گرفتن اعتبار بوده است)

مرحله دوم بیزینس نسبت به سردرگمی و پوچی در مرحله اول، جایی طلایی است. به نظر می رسد فرصت ها به صورت شانسی حاضر و آماده اند. درها به روی شما باز شده اند. مشتریان از "هیچ جا " آمده اند.  

البته هیچ یک از اینها تصادفی نیستند تنها تصادفی به نظر می رسند. شما انها را به عنوان محصول استعداد تان برای خلق ارزش واقعی برای مردم دنیا با بیزینسی که انتخاب کرده اید، خلق کردید.

مرحله سوم: فریلنسر "ایده "  

مرحله سوم چیزی نیست که همیشه اتفاق بیفتد بنابراین من ان را بیشتر به صورت یک مفهوم درک کرده ام تا یک سطح تجربی .

با این حال دوست دارم این را ، به عنوان چیزی برای ژرف اندیشی ، حیرت کردن در مورد آن و چیزی که آن را توسعه بدهیم و در موردش بحث کنیم ، به خارج از بحث اینجا بفرستم. شاید اگر درحالی که دارید این مطلب را می خوانید با این فضا آشنا باشید و می توانید چیزی که میگویم را توسعه دهید.

با تمایل شما به ایجاد تفاوت های واقعی شروع و خود به خود دنبال می شود (اما نه برای پاداشی که ممکن است بدست بیاورید) در واقع ممکن است به ضرر شما باشد. هیچ دستورالعملی برای آنچه که ممکن است در مرحله سوم خلق کنید وجود ندارد ممکن است یک شرکت عظیم در سرتاسر جهان تاسیس کنید یا ممکن است روی یک تپه بنشینید و یک ملخ بکشید.

مهم ترین چیز در این مرحله چیزی که خلق می کنید نیست اینکه چرا انتخاب کردید ان را بسازید مهم است. پاسخ به این سوال برای شما بسیار واضح خواهد بود و از نظر روحی شما را تغذیه می کند.

چگونگی رسیدن به مرحله بعدی

خوب الان کجایید؟ گام اول آگاهی است. اگر بتوانید بفهمید که چه چیز واقعا به شما انگیزه می دهد و چه نوع کسب و کاری را برای شما شکل می دهد از خیلی از فریلنسرها جلوتر خواهید بود.

نکته بعدی این است که نسبت به انگیزه هایی که شما را در زندگی به جلو می راند اگاه بمانید.

می دانم که این صداها بیشتر شبیه صداهای هیپی و عجیب غریبه تا دانش بیزینس، اما مهم و کلیدی است و از کسب و کار شما جدا نیست. این توسعه مستقیم فضای ذهنی شماست . اگر ذهن شما در ارتباط با مردم به شما نیرو نبخشد و دیدی وسیع را نسبت به رقبای تان برایتان فراهم نکند هیچ میزان از دانش بیزینس ، شما را به نتیجه نمی رساند.

هرگاه در حال کار، پیاده سازی یک استراتژی جدید ، نوشتن یک ایمیل یا قرار دادن محتوا روی وب سایت تان هستید یک لحظه مکث کنید و فکر کنید که چرا دارم این کار را انجام می دهم ؟ هدفم چیست؟ پاسخی که می دهید شاخصی است برای اینکه مشخص شود در کدام مرحله اید.

سوال بعدی که می توانید از خودتان بپرسید : اگر به مرحله بعدی فکر کنم این عمل چطور به نظر می رسد؟ آیا هنوز هم میخواهم انجامش بدهم؟

به خودتان یاد بدید که به جای جدیدتری فکر کنید. هرچه زودتر این کار برای شما تبدیل به عادت شود زودتر نتایج خارق العاده ای خواهید دید و قادر به تجربه انها خواهید بود. 

دیدگاه های مخاطبین

ثبت دیدگاه شما
  • علی خزائی

    بسیار عالی نوشته شده
    واقعا ممنونم

پیشنهاد میکنیم این مطالب رو هم مطالعه کنید :