دسته بندی :
تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۹۴
گردآوری و تالیف : مهین کیان

کارشناس ارشد مهندسی نرم افزار . زمینه مورد علاقه من برنامه نویسی اپلیکیشن هستش و زمینه تحقیقاتی ام شاخص گذاری فایل ها در سیستم های ذخیره سازی مقیاس بزرگ توزیع شده است . با دنیای وب به تازگی آشنا شدم و هنوز اول راهم .

همانند اکثر مردم ، من هم هر روز و هر دقیقه اشیا را با دستانم کنترل می کنم بدون اینکه ذره ای به آن فکر کنم . من برای تایپ کردن این پست از انگشتانم استفاده می کنم ، روی موس ام کلیک می کنم تا یک تصویر را اضافه کنم و یک پیام بفرستم.

به عنوان یک طراح معمار از انگشتانم برای حس کردن استفاده می کنم . من سطوح و بافت ها را لمس می کنم و می دانم که هر کدام از آنها منجر به ایجاد خلق و خوی متفاوت و اشاعه جو خاصی در فضا می شود.

خیلی وقت ها تو زندگی ، من با لمس کردن چیزی که حس می کردم آشناست ، خاطراتی را تجربه کردم ، بدون اینکه در موردشان فکر کرده باشم . وقتی یک ترک در کاسه چینی را حس می کنم به خاطرات دوران کودکیم برمی گردم به زمانی که از کاسه ای شبیه آن با ترکی مشابه استفاده می کردم. برای یک لحظه بوی خوش خورش مادربزرگم را احساس می کنم.

(پوست ) حساس ترین و قدیمی ترین عضو بدن است که اولین بار با آن ارتباط برقرار کردیم.لامسه والد چشم های ما، گوش ها ، بینی و دهان ما است.این لامسه است که از بقیه متمایز شده است این یک حقیقت است که لامسه به عنوان مادر حواس ما شناخته شده است. " اشلی مونتاگو "

ترسم از این است که با افزایش نفوذ رابط های دیجیتال در زندگی ما ، این تجارب کمتر وکمتر شود.با رابط های دیجیتال در حال افزایش ، ظرفیت و توانایی ما برای تعامل عاطفی به طور غیرمستقیم تسطیح می شود.

به صورت فزاینده ای انگشتان دست ما روی سطوح شیشه ای (درحقیقت روی هیچ) ضربه می زنند و می لغزند. این تقریبا شبیه یاوه گویی رژیم سرخپوستان است – چه وظایف نرمالی ساخته شده که این شکل حرکات انگشتان ما را درگیر می کند؟ من که می گم هیچی .فرض کنید کیفیت لامسه ای که من ازش صحبت می کنم حامل یک پیش زمینه نوستالژیک است.یک کاسه ترک خورده متعلق به 20 سال قبل نیازی به ادغام نرم افزار با سخت افزارش را ندارد. به خاطر محتوای درستش، بافتش بسیار وزین و کامل است . 

به عبارت دیگر ، در عصر حاضر، فن اوری به عنوان یک بخش اساسی زندگی ما رشد کرده و یکپارچه سازی نرم افزار و سخت افزار یک شرط ضروری برای تولید محصولی سودمند است.

کلیدها دارند غیرضروری می شوند.

فکر می کنم این روزها تنها جایی که شما می توانید از یک ساعت زنگ دار استفاده کنید هنگام عکس برداری از انباری یک عکاسی است.

دستگیره ها و کنترل های روی  اجاق گاز در حال تبدیل شدن به چیزهای قدیمی هستند.

معما این است : چطور می توانیم انجام این کارها را بدون فدا کردن کیفیت احساسی محصول یاد بگیریم؟

در پروژه Jacquard گوگل ،الیاف رسانا، به فن آوری، اجازه ادغام پکپارچه با الیافی که ما می پوشیم را می دهد. در این ویدئو ، این لباس های هوشمند جدید به عنوان نوع جدیدی از صفحات لمسی برای کاربران، جهت کنترل عملیات الکترونیکی با لمس لباس جین شان ، به تصویر کشیده شده است.

اگر چه به قول Higginbotham Stacey :" احتمالا این خبر بدی برای کسانی است که دوست دارند دست هایشان را مالیدن آنها روی شلوار شان خشک کنند!"

پروژه Soli took گوگل ، یک قدم جلوتره.جهت تعامل کاربران ، با هرچیزی که به دست های شما نیاز دارد ، هیچ سطحی ندارد. یک حسگر تعاملی جدید دارد که با استفاده از فن اوری رادار می توانید دستگاه ها را بدون حتی لمس کردن انها کنترل کنید. Carsten Schwesig که طراحی Soli took را رهبری می کند، در ویدئو تبلیغاتی می گوید :"یک دکمه بین انگشت شصت و انگشت اشاره تان تصور کنید، دکمه ای وجود نداره ، اما فشردن آن یک کار بسیار واضح است" Soli به یک تراشه فیت می شود و می تواند در هر اندازه و برای هرشی ساخته شود. 

همانطور که می توانید ببینید ، وقتی در مورد آینده یا کلا هر نوع بافتی صحبت می کنیم هیچ مشکلی وجود ندارد که سطوح شیشه ای یا پارچه ای را محدود کند.در Soli لمس (اشیای فیزیکی ) به طور کامل از بین رفته است.می توانید تصور کنید در دنیایی حرکت می کنید که مجبور نیستید چیزی را لمس کنید؟ با توجه به اینکه پوست قدیمی ترین رسانه ارتباطی است من مقاومت زیادی در مورد این امکان حس می کنم . سوال اینه که چطور ما حاضر می شویم اجازه دهیم تکنولوژی به زندگی مان حمله کند؟
برعکس پروژه های Soli و Jacquard ، محصولاتی وجود دارد که در تلاشند که ، لمس کردن را به فن آوری بیفزایند. Palette یک رابط کنترلی ماژولار است شامل :صفحه شماره گیری ،دکمه ها و لغزنده هایی که به کاربران اجازه انجام کار از طریق لمس فیزیکی به جای کنترل دیجیتال را می دهد.می توان گفت این روش واپس گرا و در عین حال پشیرو در زمان است.

کرشنا گلدن در کتابش درباره جامعه ای که از صفحات و اپلیکیشن ها آزار دیده است می گوید بهترین رابط ، نداشتن رابط کاربری است. وی در کتابش ما را با سوال در مورد علاقه مان به راه حل های مبتنی بر صفحه رها می کند. به عنوان مثال استفاده از برنامه های دربازکن خودکار ، وی می گوید شاید همه ما از عشق به صفحات کور شده ایم و این برنامه ها واقعا زندگی ما را بهبود نداده اند. 

ما رابط های کاربری را برای لمس کردن همه چیز طراحی می کنیم اما تجربه کاربر از لمس کردن را در نظر نمی گیریم .از بافت تا تعامل آنالوگ ، آینده تجربه کاربری، لمس کردن بیشتر شیشه های گلوریا است. اما ممکن است صفحه نمایش های لمسی به زودی به یک چیز قدیمی تبدیل شوند.

دیدگاه های مخاطبین

ثبت دیدگاه شما

پیشنهاد میکنیم این مطالب رو هم مطالعه کنید :